غلامعلى صفايى
196
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
جواب « لو لا » است و « بكيل » فاعل « شركت » و اسمهاى بعد ، عطف برآن مىباشد . و تمامى اين اسماء ، اسم قبايل عرب است . معناى شعر : « بنىاميه مىگويند پيامبر ارث برده نمىشود ، و اگر نبود ارث بردن از پيامبر - توسط اهل البيت - هرآينه تمامى قبايل عرب در جانشينى و خلافت شركت داشتند و سهيم بودند » در حالى كه اين شركت و سهم براى آنان نيست پس پيامبر از خود ارث بجا گذاشته است . و ليس المرفوع بعد « لو لا » : بحث مهمى كه در اينجا مطرح است اين مىباشد كه اسم بعد از « لو لا » به چه عنوان مرفوع است در اينباره چهار قول وجود دارد : 1 - فاعل فعل محذوف است ، به عنوان مثال در شعر قبل تقدير اين گونه است ، « لو لا ثبت تراثه » و اين قول كسايى است . 2 - فاعل براى « لو لا » است كه به جهت نيابت از فعل محذوف مثل « ثبت » ، توان رفع دادن را كسب كرده است . 3 - فاعل براى خود « لو لا » بوده كه اصالتا اين رفع را مىدهد نه به جهت نيابت از فعل محذوف ، كه اين مذهب فراء است . 4 - مبتدا بوده و رفع آن به عامل معنوى ابتدائيت است . مصنف كتاب قول چهارم را قبول داشته و اقوال سهگانهء اول را مردود مىداند . ثم قال أكثرهم : سپس دربارهء خبر اين مبتدا قائلين به قول چهارم با هم اختلاف كردهاند و سه قول دراينباره وجود دارد : 1 - اكثر نحويون مىگويند : واجب است كه خبر از افعال يا شبه فعل « كون مطلق » يعنى فعل يا شبه فعل عموم مانند : « ثبت - موجود » بوده كه دائما محذوف مىباشد ، لذا مىگويند در تمامى موارد استعمال « لو لا » خبر مبتدا ، فعل « ثبت » يا شبه فعل « موجود » و امثال آن بوده كه در تقدير است . فإذا اريد : و اگر زمانى اراده شود كه در جملهء شرط از فعل خاص « كون » مقيد